تبليغاتX
آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت ***********بهار عشق **********
********************عزيز خوش اومدي*************************
زندگی عشق است.......
+ نوشته شده در  2009/1/19ساعت 1:28 AM  توسط زهره خانوم | 
http://files.myopera.com/ahadpop/cartpostal/mahzare-didar.jpg
+ نوشته شده در  2009/1/19ساعت 1:20 AM  توسط زهره خانوم | 

+ نوشته شده در  2009/1/19ساعت 1:1 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2009/1/19ساعت 0:39 AM  توسط زهره خانوم | 
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند.....

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران.....

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند.....

و چشمانم را نوازش می دهد......

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم....

+ نوشته شده در  2009/1/15ساعت 1:50 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2009/1/15ساعت 1:39 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2009/1/15ساعت 1:26 AM  توسط زهره خانوم | 
 
زندگی عشق است.......
+ نوشته شده در  2008/9/21ساعت 1:18 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 5:13 PM  توسط زهره خانوم | 
سر از کار چشمات کسی در نیاورد....
+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 5:11 PM  توسط زهره خانوم | 

 

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش را داری

دستای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور و عشق و مستی

و تو چون مصرع  شعری  زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی

دفتر عمر مرا

با وجود تو شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست  می توانی تو به من زندگانی بخشی

+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 5:39 AM  توسط زهره خانوم | 

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم
شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند
دلم مي خواهد فر ياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را در فرياد منعكس كند فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده ام
دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مينشينم
كاش مي شد پرواز كنم
پروازي بي انتهاتا رسيدن به ابدييت...................

+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 5:23 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 4:12 AM  توسط زهره خانوم | 
 

زیر پایت گل پرپر می کنم

ای گل من ....

ای بزرگترین تشویش واژه هایم ...

من به امید تو زنده ام ...

به امید بوئیدنت ...

دیدنت....

رسیدنت...

آی دنیا بتاز ...

بتاز تا به گلم برسم...

عشق واژه ی من وتوست ...

ترکیب ماست...

ای گل من تو برایم حرف بزن ...

تا جهانم دگرگون شود ...

.گل من بخند...

بخند که تو نباشی ... دنیایم نباشد .........

 

وحشت از عشق که نه ...

ترس ما فاصله هاست ...

 وحشت از غصه که نه...

ترس ما خاتمه هاست...

ترس بیهوده نداریم ...

صحبت از خاطره هاست...

صحبت از کشتن نا خواسته ی عاطفه هاست...

.کوله باریست که پر از هیچ که بر شانه ی ماست...

گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست.............

+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 2:56 AM  توسط زهره خانوم | 
 

با قلم میگویم

ای همزاد

ای همراه

ای هم سرنوشت

هر دو مان حیران بازی های دوران های زشت ...

شعرهایم را نوشتی دست خوش....

.اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟؟؟؟؟؟؟

 

همیشه نگاهی را باور کن

که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند.............

 

 

+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 2:54 AM  توسط زهره خانوم | 
  

 

ای کاش گذر زمان در دستم بود

تا لحظه های با تو بودنم رو اینقدر طولانی می کردم که

برای بی تو بودنم وقتی نداشتم........

 

ای گل من سیاهی چشمانت را دوست دارم

چون رنگ روزگار من است.....

 

+ نوشته شده در  2008/9/17ساعت 2:52 AM  توسط زهره خانوم | 

 

      

+ نوشته شده در  2008/8/30ساعت 2:6 AM  توسط زهره خانوم | 
+ نوشته شده در  2008/8/18ساعت 3:17 AM  توسط زهره خانوم | 
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

 اما با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم...............

+ نوشته شده در  2008/8/18ساعت 3:2 AM  توسط زهره خانوم | 
                                                                   

 

                

           

+ نوشته شده در  2008/8/12ساعت 2:33 AM  توسط زهره خانوم | 

 

فراموشم نکن..............

اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم
و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم
ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت
وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد
پس: دوست دارم
دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون
به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛
به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس
راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟

 

 

 

 

 

 

یادی از ما بکن عزیز دل  :

 

 

هر گاه دفتر محبت را ورق زدي، هر گاه در زير پايت صداي خش خش

 برگها را احساس كردي ،هر گاه در ميان ستارگان اسمان تك ستاره اي

 خاموش ديدي براي يك بار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از

  ته قلب بگو :

                                      يادش بخير.....!    

+ نوشته شده در  2008/8/12ساعت 2:2 AM  توسط زهره خانوم | 

 

چقدر سخته .......

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی

 رو روی قلبت هدیه داد، زل

 بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری!


چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده!


چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی!


چقدر سخته وقتی پشتت بهشه، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم

دوستش داری!


چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آرام زیر لب بگی گل من

 

 باغچه نو مبارک!

 

 

ناب ترین شعرزمانم............

تو مرا می فهمی

 من تو را می خواهم

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی

تا ابد در دل من می مانی

 

 

 

 

 

کاش می دونستی.....

 

کاش می دونستی هر روز چقدر دلم بهانه تو رو می گیره


کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده


کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته



کاش می دونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهات



گرمی نفسهات، مهربونی صدات تنگ شده


کاش می دونستی چقدر دلواپس تو‌ام


کاش می دونستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام


و چقدر به حضور سبزت محتاجمو همیشه از خودم می پرسم


این همه که من به تو فکر می کنم تو هم به من فکر می کنی؟...

 

 

 

 

 

 

من میروم اما...................

 

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که تنش بوي گلهاي سرخ را ميدهد،

به او که با جادوي کلامش زيباترين لغات را شناختم،

به او که لحن صدايش دلپذيرترين آهنگ است،

به او که نگاهش به گرمييه آفتاب و لبانش به سرخيه شقايق ودلش به زلالييه باران است،

به او که براي من مينويسد،

مينويسد از باران، از شبنم، از گرماي عشق و ...

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم ،

به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده،

به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نورو شعرو ترانه برد،

و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که صداي پايش را ميشنوم،

به او که لحن کلامش را ميشناسم،

به او که عمق نگاهش را ميفهمم،

به او که .....

من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،

به او که گل هميشه بهارمن است،

به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است

وبه او که عشق جاودانه من است......

  

رفتی.....................................

 

رفتي ولي اينو بدون هر جا باشي دوستت دارم

هنوز براي ديدنت به روياهام پا مي زارم

دل منو شکستي وقتي تنهام گذاشتي

کاش مي دونستم تو هيچ وقت دوستم نداشتي

دل منو شکستي اما يادت بمونه

که هيچ کسي مثل من قدرتو نيست بدونه

چقدر دلم مي سوزه عمري دروغ شنيدم

با اين همه صداقت آخر به هيچ رسيدم

منو بگو دلم رو پاک به تو باخته بودم

نفهميدم روي آب خونمو ساخته بودم...

+ نوشته شده در  2008/8/12ساعت 2:1 AM  توسط زهره خانوم | 



ای کاش........................ 

 

گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست

 

همون ازت بگیره! کاش نفهمه من چقدر دوستت دارم!

 

 

 پایان

از هیاهوی واژه ها خسته ام

 

 من سکوتم را از اورق سپید اموخته ام

 

ایا سکوت روشن ترین واژه ها نیست؟

 

همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام

 

 ایا مرگ خونسرد ترین واژه ها نیست؟

 

تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم

 

 شبی، شاید امشب زیر نور یک واژه خواهم نشست

 

 نام سرد معشوقه ام رابر حواس پنجگانه ام

 

 خال خواهم کوفت  و

 

 همزمان پایین اخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت:

 

 

پایان

 

 

 

 

 

باران

و اي باران...باران

 

شيشه ي پنجره را باران شست...

 

از دل من امااااااااا...

 

چه كسي نقش تو را خواهد شست..

 

اي عزيز من بي تو چه سخت است كه من جز كلمات چاره ي دگر نداشته باشم...هرچند عزيزي

 

 چون تو را دارم و غمي ندارم پس با تو بودن را با نگارش و چهره ات به هم آميخته و به تو از تو

 

 مي نويسم...

 

با تو من همه ي رنگ هاي اين سرزمين آشنا را مي بينم..

 

با تو آهوان اين صحرا كودكان هم بازي منند..

 

با تو كوهها حاميان وفادار خاندان منند..

 

با تو من با بهار مي رويم..

 

با تو من در عطر ياسها پخش مي شوم..

 

با تو من در هر تندر فرياد شوق مي كشم..

 

با تو من عشق را....

 

شوق را..زندگي را..

 

و مهرباني پاك خداوندي را مي شنوم...

 

با تو من در غربت اين صحرا...در سكوت اي آسمان...

 

و در تنهايي اين بي كسي غرق شوق و خروش و جمعيتم...با تو درختان

 

 برادران منند...و گلها كودكان من..

 

پس وجودت هميشه زلال و پاك و هميشه در جريان است.....

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2008/8/12ساعت 1:59 AM  توسط زهره خانوم | 

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني .

 

 عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .

 

عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .

 

عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني .

 

عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

+ نوشته شده در  2008/7/24ساعت 4:56 PM  توسط زهره خانوم | 
 

 

چه زیباست خاطره بودن.....

چه زیباست به یاد خاطره بودن.......

چه زیباست با خاطره زندگی کردن........

چه زیباست که تو خاطره باشی و من به یاد تو و به خاطر تو زندگی کنم.

 

   با تو بودن در همه حال زیبا و عزیزه

 

 

      شاعر ًًًًًٍRaheleh 

 

 

+ نوشته شده در  2008/7/21ساعت 3:6 AM  توسط زهره خانوم | 
*
*
*
*

 

دریافت کد موزیک